شیرین دیل
نئچه دیل بیلن نئچه اینسان دیر اوز دیلین بلمه ین نئجه اینسان دیر
نگارش در تاريخ چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 توسط حامد یوسف پور سولا

خواستگاري رسمي وعقد خواني

پس از آنكه دختري مورد پسند قرار مي گرفت اقدام به خواستگاري رسمي مي شد علامت قبول ازدواج ازطرف خانواده دختر چاي شيرين بود و در اين روز از اقرباي دختر هم عده اي بدين مجلس كه به «شيرني ايچدي» معروف بود دعوت مي شدند. در اين مجلس ميزان مهريه و شرايط طرفين و تاريخ عقد مشخص مي شد نامزدي رسمي وقتي صورت مي گرفت كه مراسم مخصوصي به نام «شال اوزوك» انجام يابد اوزوك لفظ تركي و به معني انگشتري است و شال به همان معنائي است كه در زبان فارسي نيز مصطلح است.


عقدخواني
بين نامزدي و عقد خواني مدت زيادي طول نمي كشيد و از كسان طرفين براي مجلس عقد دعوت مي شد و اين دعوت غالباً از مردان مسن و ميانسال به عمل مي آمد.
عقدخواني در خانه دختر به عمل مي آمد ولي مخارج آنرا خانواده پسر بر عهده داشت وقتي كه صيغه عقد جاري مي شد مجلس در سكوت عميق و روحاني خاصي فرو مي رفت و همه به جملات خوانندگان صيغه توجه مي كردند. عروس در اتاق ديگري كه او را بر روي ظرف مسيني مي نشاندند و در وسط پارچه اي كه در بالاي سر او گرفته بودند دو تكه قند را به هم مي سائيدند چون صيغه به پايان مي رسيد همه مباركباد مي گفتند آنگاه با چاي و شيريني از حضار پذيرائي مي كردند.

پارچه كسدي
قبل از بردن عروس به خانه بخت جشن ديگري گرفته مي شد كه مختص زنها بود. مراد از اين جشن آن بود كه كسان طرفين دور هم بنشينند و لباس هاي عروس را بريده و بدوزند. ولي در طول زمان اين كار صورت تشريفاتي به خود گرفته مبدل به يك جشن رسمي براي نشاندادن لباس ها و زينت آلات عروس به ديگران شده بود. در آن مجلس، كه در خانه عروس برگزار مي شد سازنده ها يعني خوانندگان و نوازندگان زن دعوت مي شدند و با پذيرائي هاي گرم جشن مي گرفتند و در ضمن آن لباس ها و زينت آلاتي را كه خانواده داماد براي عروس آورده بودند به مهمانان نشان مي دادند. فرداي آن روز كساني از نزديكان داماد به اتفاق خياط به خانه عروس مي آمدند و قسمتي از پارچه ها را بريده براي روز عروسي لباس مي دوختند.

حنا گجه سي
حناگجه، شبي بود كه فرداي آن عروس را به خانه داماد مي بردند اين جشن هم در خانه عروس و هم در خانه داماد گرفته مي شد. حنا گجه خانه عروس مخصوص دختران و زنان جوان بود اينان، از هر دو خانواده، از بعد از ظهر آن روز به خانه عروس دعوت مي شدند و با او به حمام مي رفتند و غروب برگشته در خانه عروس جشن مي گرفتند و چون به دست هاي عروس حنا مي بستند از اين رو آنرا حنا گجه يعني شب حنا بندان مي گفتند. جشن خانه داماد هم با شركت پسران جوان برگزار مي شد و دوستان و همسالان وي در آنجا گرد آمده با او به حمام مي رفتند.

شب عروسي
بردن عروس به خانه داماد غالباً بعد از غروب صورت مي گيرد در زمان هاي قديم بعضي از خانواده ها عروس را با اسب به خانه داماد مي بردند ولي بعد ها درشگه جانشين اسب شد و امروزه از ماشين استفاده مي كنند. بعد از ظهر روزي كه غروب آن عروس به خانه داماد مي رفت جهزيه او را باضافه لباس ها و تحفه هائي كه از روز نامزدي به بعد براي او آورده بودند، به خانه داماد مي بردند. عروس را مشاطه آرايش مي داد و هنگام رفتن او به خانه داماد چادري بسرش مي انداختند و زن هاي مسني از خانواده او وي را همراهي مي كردند يك نفر «ينگه» هم همراه آنها مي شد تا آداب و مراسم به حجله رفتن عروس را بوي بياموزد و در برابر كينه توزي احتمالي از او مراقبت كند موقع رفتن عروس پدر وي، و در صورت نبودن او برادربزرگ يا عموي او، دم در خانه دعاي خير مي داد و خوشبختي او را آرزو مي كرد. در خانه داماد معمولا شام تهيه مي شد و از مردان و زناني از بستگان طرفين دعوت به عمل مي آيد رسم بر اين بود كه داماد سه تا سيب به پشت عروس بزند و بسر او نقل و نبات بريزد و پول نثار كند در مدخل راهروي ساختمان مجموعه يا طشت مسين مي گذاشتند تا عروس از روي آن بگذرد و مثل مس در آن خانه محكم بماند.

ترك پلو
فرداي شب عروسي براي ناهار عروس غالبا مادرش «قويماق» مي فرستاد و براي شام او نيز از خانه پدرش ترك پلو مي آوردند. ترك غذاي مخصوصي است و آن پلويي است كه با زعفران و شكر و روغن مثل كته پخته مي شد. پلو را نيز گاهي با دو يا سه خورش مي پختند و همه آنها را با ديگ و ظرف هائي كه در آنها پخته بودند مي فرستادند. فرستادن ترك پلو هم داراي تشريفاتي بود و در خانه عروس براي شركت در اين مراسم از جمعي از نزديكان دعوت مي شد. هم چنين كسان داماد از اقرباي نزديك خود براي صرف اين غذا دعوت مي كردند.

اوز آشدي
عروس از ساعت ورود روي خود را از ديگران، يعني مردان و زنان خانواده شوهر، مي پوشانيد و روز اول براي آنكه نزد مادر شوهر يا خواهران و كسان داماد چادر از سر او بردارند هر يك از آنها چيزي به وي هديه مي دادند اين هديه بسته به تمكن مالي خانوادگي فرق داشت و در خانواده هاي متمكن سكه طلا بود و آنرا «اوز آشدي» مي گفتند يعني رونما.

بنده تخت
چون انتظار ورود مهمان براي خانواده داماد در مدت يك هفته و ده روز اول كار مشكلي بود لذا بعدها روز سوم عروسي را با اصطلاح عوامانه بنده تخت كه تحريف شده عبارت «بانوبتخت» است بدين كار اختصاص دادند و بعد از ظهر آن روز را به طور رسمي براي پذيرائي از مهمانان مشخص ساختند.

اياغ آشدي
پس از پايان اين قبيل مراسم، عروس و داماد بقصد بازديد به خانه هاي منسوبان و دوستان خود مي رفتند. بعد از اين بازديدها تشريفات اياغ آشدي آغاز مي شد و آن عبارت از مهماني هائي بود كه خويشان و دوستان عروس و داماد، متناسب با درجه نزديكي كه با آنها داشتند، به افتخار آنان ترتيب مي دادند و از خانواده هاي طرفين نيز دعوت مي نمودند.

منبع : تبیان اردبیل

خرید شارژ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود